علائم هشدار دهنده سکته مغزی

برخی علائم هشدار دهنده سکته مغزی وجود دارد که باید در مورد آنها بدانید. من سعی خواهم کرد حداقل مواردی را که تجربه کرده ام و امیدوارم بیشتر را پوشش دهم. من بسیار خوش شانس بودم و حداقل آسیب دیدم. شما باید مراقب باشید و متوجه شوید که ممکن است از سکته مغزی کاملاً در امان نباشید و حتی اگر سالم هستید ، ممکن است در معرض خطر باشید. شما باور نمی کنید که عامل خطر سکته مغزی چیست و حتی برای افراد سالم داشتن چنین سکته ای چقدر آسان است. شما باید مطمئن شوید که اقدامات احتیاطی مناسب را انجام می دهید تا خود را در معرض خطر قرار نگیرید که سکته مغزی برای شما اتفاق می افتد.

علائم هشدار دهنده سکته مغزی وجود دارد که باید در مورد آنها بدانید. اگر فکر می کنید که هر کدام از این علائم را دارید ، باید فوراً به پزشک مراجعه کنید. بهتر است ایمن باشید تا اینکه بعداً در جاده متأسف باشید. توجه کنید و مطمئن شوید که در مورد این علائم بسیار دکتر متخصص قلب در مشهد  فکر می کنید تا شما یا هر کسی که می شناسید بتواند به سرعت به آن نیازها توجه کند. من می خواهم تأکید کنم که با مداخله سریع می توان خطر جدی سکته مغزی را به حداقل رساند. من به اندازه کافی خوش شانس بودم که وقتی در بیمارستان برای ویزیت سرپایی با متخصص قلب بودم ، دچار این مشکل شدم. من را روی صندلی چرخ نشاندند و بلافاصله به اورژانس منتقل کردند ، که واقعاً به حداقل رساندن عوارض بعد از من کمک کرد.

* بی حسی یا ضعف ناگهانی صورت ، بازو یا پا فقط در یک طرف بدن.

* گیجی ناگهانی یا مشکل در صحبت کردن یا درک وقتی دیگران در اطراف شما صحبت می کنند.

* مشکل در دیدن در یک یا هر دو چشم.

* مشکلات راه رفتن یا سرگیجه داشتن یا از دست دادن تعادل یا هماهنگی شما.

* سردردهای ناگهانی یا شدید بدون دلیلی که فکرش را بکنید.

اگر شما یا کسی که می شناسید این علائم را دارید فوراً باید با 911 تماس بگیرید. شما باید مطمئن شوید که در حال انجام هر کاری هستید تا بتوانید خود یا دوستان یا خانواده خود را تا آنجا که می توانید زنده نگه دارید. سکته مغزی یک مشکل بسیار جدی است و هرکسی که فکر می کند ممکن است علائم این بیماری را داشته باشد باید به آن توجه کند و به خاطر داشته باشد که این زندگی و بدن شما است و نباید آن را خیلی بی اهمیت تلقی کنید. مرد من ، زندگی تو!

هنگامی که سکته کردم ، من با متخصص قلب و همسرم ملاقات داشتم و متخصص قلب هر دو تشخیص دادند که گفتار من واقعاً بدجنس است. آنها که دیابتی بودند ، فکر کردند شاید من قند خونم بالا باشد (که باعث ایجاد عوارض مشابه می شود) و فقط نیاز به تزریق انسولین دارم.

ما متخصص قلب را ترک کردیم و از سالن به سمت آسانسور رفتیم. من 50 یارد خوب راه رفتم و سپس پاهایم ، عمدتا سمت چپ ، واقعاً سنگین شدند و من به سختی می توانم آن را بلند کنم. من می دانستم که چیزی اشتباه است و نام همسرم را صدا کردم. ما 10 فوت با آسانسور فاصله داشتیم. من به یاد ندارم آن 10 قدم پیاده روی اخیر را انجام داده باشم ، اما این کار را کردم و در آغوش همسرم افتادم. خوب است که او آنقدر قوی بود که مرا بگیرد یا من پایین می رفتم. همسرم من را از آسانسور بیرون آورد و وارد چرخه درست کنار آسانسور کرد. او دوید تا به متخصص قلب من مراجعه کند و آنها آزمایش خون من را انجام دادند. بالا بود ، اما به اندازه ای نبود که بتواند آنچه را که برای من اتفاق می افتد ایجاد کند.